گرامر انگلیسی به زبان ساده

گرامر و ترجمه آهنگ های انگلیسی

اصطلاحات در چت

جمله یا کلمه

اختصار در چت

معنی

disconnect DC

قطع ارتباط با اینترنت

see c

دیدن . می بینمت

your U R

مال شما

too 2

همچنین

for 4

برای

be right back
BRB

زود برمی گردم

hug and kiss
h&k

در آغوشم می بوسمت

i owe you IOU

من به شما مدیونم

all the best ATB

خیلی خوب , همه خوب هستن

download
DL

دانلود کردن . کپی کردن

good game
GG

بازی خوبیه

good job
GJ

کار خوبیه

good luck
GL

موفق باشید . خوشبخت باشید

you're welcome
YW

خوش آمدید

welcome back WB

زود برگردی ، خوش آمديد (هنگام رفتن)

oky K

خوبه ، باشه ، قبوله

later
LTR

بعدا

Sorry
sry

متاسفم

be back soon bbs

زود برگردی

be back later bbl

بعدا بر ميگردم ، دوباره بيا

Very imprtant person vip

آدم خيلي مهم ، آدم متشخص

ong time no see ltns

خيلي وقته نديدمت

message msq

پيام

whit
W

با

whitout
W / O

بدون

keep in touch
kit

مراقبش باش ، با احتياط نگهداری کن

face to face
F2F

رو در رو

Hi There HT

سلام

?how Are you HRU

حالت چطوره ؟

has left the chat POOF

چت را ترک کرده

As for as i Know AFAIK

تا انجایی که من می دانم

As soon As Possible ASAP

به زودی

Oh may god OMG

آه خدای من

By the way BTW

راستی

Just Kidding JK

شوخی می کنم

Evil Grin EG

پوز خند شیطانی

Big Evil Grin BEG

خنده شدید شیطانی

Laugh L

خنده

Laugh Out Load LOL

خندیدن با صدای بلند

Smile S

لبخند

Rolling on floor laun ghing ROFL

از خنده روی زمین غلط زدن

And &

و

Fingers Crossed FC

دعا کردن

Write Back Soon WBS

زود جواب نامه را بده

Donُt Write Back DWB

جواب نامه را نده

Long Time No See LTNS

برای مدت طولانب بی خبر بودن

Be Right Back BRB

الان برمی گردم

Good Luck GL

موفق باشی

Ta Ta For now TTFN

فعلا خداحافظ

Bye Bye Noe BBN

خداحافظ

August AUG

ماه اوت

Avenue AVE

خیابان

Born B

متولد

Captain CAPT

کاپیتان

April Apr

ماه آوریل

Assistant ASST

دستیار

february Feb

ماه فوریه

Gramme Gm

گرم

November Nov ماه نوامبر
near Nr نزدیک
died OB درگذشت 0 فوت
October Oct ماه اکنبر
Opposite Opp مخالف 0 مقابل
Per Annum PA در سال
Paid Pd پرداخت شد
Miscellaneous Misc متفرقه
Monday Mon دوشنبه
Received Recd دریافت شد
water Closet WC توالت
Weight WT وزن
Christmas Xmas کریسمس
thank you TU

متشکرم از شما

talk to you later K2UL8R

بعدا به تو می گویم

love you like brother LULAB

من برادر شما را دوست دارم

laugh to my self LTM

خندیدن به من

love you like sister LULAS

من خواهر شما را دوست دارم

? male or female ?M or F

مرد یا زن هستید شما ؟

thanks THX

متشکرم

no problem NP

مشکلی نیست

bye for now B4N

خداحافظ

age/sex/location A/S/L

سن / جنس / مکان

see you later CUL

بعد می بینمت

see you CU

می بینمت

bye for now BFN

خداحافظ

end of message EOM

پیغام اخر از

thank you MER30

مرسی , ممنون از شما

I love you ILU

دوستت دارم

I love you ILY

دوستت دارم

I see IC

فهمیدم

you u

شما . تو کی هستی

please PLZ

لطفا

are R

هستید

time @sa

ساعت

merci mer28+2

مرسی , ممنون

thanks tnx

متشکرم

thank you tq

متشکرم

thank you ty

متشکرم

male m

مرد

famale f

زن

me too me2

من هم همین طور !

girl friend gf

دوست غیر همجنس

Boy friend bf

دوست غیر همجنس

--------- lol

خندیدن به چیزی

--------- cool

خوشحالی همراه با تعجب

--------- wow

فریاد حاکی از خوشحالی و تعجب

On The Other Hand OTOH

از طرف دیگر

Email Message EMSG

پیغام الکترونیکی

In Any Event IAE

در هر صورت

oh I See OIC

عجب 0 فهمیدم

love You Foreve LYF

برای همیشه دوستت دارم

In My oponion IMO

به نظر من

For YourI nformation

FYI

جهت اطلاع تو

In Othere IOW

به بیان دیگر

Private message PM

پیغام خصوصی

Kiss on Cheek KOC

بوسه بر گونه

Kiss k

بوسه

hug And Kiss H&K

بوسه زدن و بغل کردن

Hug H

بغل کردن

Be back soon BBS

زود بر می گردم

Be Back Later BBL

بعدا بر می گردم

Be Back BB

بر می گردم

Thinking Of You TOY

به فکر تو هستم

Till Next Time TNT

تا دفعه بعد

See You Soon SYS

به زودی می بینمت

Soon S

به زودی

Gone For Now GFN

فعلا" می روم

Glad To See You GTSY

از دیدن تو خوشحال شدم

Nice To See You
Nice 2 C U

از دیدن تو خوشحال شدم

Away from keyboard AFK

دور از صفحه کلید

December Dec ماه دسامبر
Limited LTD محدود
March Mar ماه مارس
That is Ie بنابراین
I Owe You IOU من بدهکارم به شما
Intelligence IQ ضریب هوش
January Jan ماه ژانویه
Junr . Junior Jun تازه کار
July Jul ماه ژوئیه
Mount Mt کوه
Note Carefully NB با دقت توجه شود
President pres رئیس
pleas Turn Over PTO لطفا به پشت مراجعه کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 13:51  توسط Mehdi  | 

کلمات

کلمات پرسشي

 

 

 

كلمات پرسشي به دو دسته تقسيم مي شوند :

الف) كلمات پرسشي دسته ي اول :

بعد از كلمات پرسشي دسته ي اول همواره جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

ب) كلمات پرسشي دسته ي دوم :

بعد از كلمات پرسشي دسته ي دوم ابتدا اسم بكار رفته و پس از اسم جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

براي سوالي كردن جملات انگليسي به وسيله ي كلمات پرسشي مراحل زير را انجام مي دهيم .

1- كلمه ي پرسشي مورد نظر را در ابتداي جمله سوالي قرار مي دهيم.

2- پس از كلمه ي پرسشي جمله را به شكل سوالي در مي آوريم.

3- با توجه به معني كلمه ي پرسشي و طبق جداول فوق كلمه يا كلمات حذفي را از جمله حذف مي كنيم .

4- چنانچه كلمه ي پرسشي جزء كلمات پرسشي نوع دوم باشد، اسم را در جمله پيدا كرده و آنرا

پس از كلمه ي پرسشي قرار مي دهيم . (اسم هميشه بعد از كلمه ي حذفي قرار دارد).

 

تذكر : چنانچه كلمه ي حذفي در ابتداي جمله قرار داشته باشد فقط كافي است كه آنرا از جمـــله حذف كنيم و بجاي آن، كلمه ي پرسشي مورد نظر را قرار داده و بقيه ي جمله را بدون تغـــيير بازنويسي كنيم.

 

1. There is a book on the table. (What)

What is there on the table?

 

2. This pen is green. (What colour)

What colour is this pen?

 

3. She goes to school at 5 o’clock. (What time)

What time does she go to school?

 

4. Today is Monday. (What day)

What day is today?

 

5. He is playing football slowly. (How)

How is he playing football?

 

6. They saw him yesterday. (When)

When did they see him?

 

7. My father is at home. (Where)

Where is he?

 

8. He is Mr Irani. (Who)

Who is he?

 

9. I see some buses in the street. (How many)

How many buses do you see in the street?

 

10. There is a little water in the glass. (How much)

How much water is there in the glass?

 

11. That was Ali's car. (Whose)

Whose car was that?

 

12. Ali is that thin boy. (Which)

Which boy is Ali?

 

13. Mr Irani teaches English well. (Who)

Who teaches English well?

 

14. Two boys are at school. (How many)

How many boys are at school?

 

15. The thin girl is a student. (Which)

Which girl is a student?

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 19:8  توسط Mehdi  | 

backstreet boys-I still


backstreet boys
I still feel you
من هنوز تو رو احساس ميكنم

Like I'm right beside you
انگار درست در كنار تو هستم

But still no word from you
اما هنور حرفي از طرف تو گفته نيست


Now look at me
اكنون به من نگاه كن

Instead of moving on, I refuse to see
من به جاي پيشرفت كردن،نخواستم ببينم

That I keep coming back
كه دارم مدام به پس رفت ادامه مي دهم

And I'm stuck in a moment
و من در لحظه اي گير كرده ام

That wasn't meant to last (to last)
كه معني باقي ماندن را ندارد


I try to fight it
من تلاش مي كنم كه با اين بجنگم

Can't deny it
من نمي تونم اينو انكار كنم كه

You don't even know
تو حتي نمي دوني


That I still need you
كه من هنوز به تو محتاج هستم

I still care about you
من هنوز به تو اهميت ميدهم

Though everything's been said and done
هر چند همه چيز گفته شده و انجام شده (اما)

I still feel you
من هنوز تو رو احساس ميكنم

Like I'm right beside you
انگار درست در كنار تو هستم

But still no word from you
اما هنور حرفي از طرف تو گفته نيست

Ohhhh (اوه ه ه ه)

Wish I could find you
كاش مي تونستم تو رو پيدا كنم

Just like you found me
درست همان طور كه تو مرا پيدا كرده بودي

Ohhhhh (can't live without you)
اوه ه ه ه (تمي توان بي تو زندگي كرد)


Though everything's been said and done (yeah)
هر چند همه چيز گفته شده و انجام شده (بله)

I still feel you (I still feel you)
من هنوز تو رو احساس ميكنم

Like I'm right beside you (like I'm right beside you)
انگار درست در كنار تو هستم

But still no (still no word) word from you
اما هنور حرفي از طرف تو گفته نيست
you can download this song by this link
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 18:3  توسط Mehdi  | 

Close My Eyes Lyrics

Close My Eyes Lyrics


 

 
 
 
My feet on the ground but I can't run
بی معنیه که به گل نشستم ولی نمیتونم ادارش کنم
Drowning the noise inside my head
در صداهای درون سرم دارم غرق میشم
Who is this man that I've become
شخصی که مناسبه کیه؟
It's killing me to see myself
این میکشه منو که ببینی منو
How do you learn how to forgive
آیا یاد گرفتی که چطوری ببخشی؟
When deep down inside you can't forget
تا چه زمانی در اعماق قلبت نمیتونی فراموش کنی؟
With all that I regret
مخصوصا با اینکه من پشیمونم
I pray for the first time in a long time
من برای اولین بار و برای مدتی طولانی دعا میکنم
The lies fade away
که این ابهام دروغ باشه

Finally I'm waking up
بالاخره من بیدار میشم
I feel like I can let you go
احساس میکنم که میتونم اجازه بدم که بری
Say everything I wanted to say
هر چیزی که میخواستم بگم رو میگم
I'm ok with being alone
من با تنهایی راحتم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
I'm alive
من زنده ام

I never was sure but now I am
من هرگز مطمئن نبودم ولی الان هستم
This was the choice I had to make
این انتخابیه که مجبور به اون شدم
Maybe I'll never understand
شاید من هرگز نخوام درک کنم
Sometimes you've gotta make mistakes
چیزهایی که تو راجبش اشتباه میکردی

Finally I'm waking up
بالاخره من بیدار میشم
I feel like I can let you go
احساس میکنم که میتونم اجازه بدم که بری
Say everything I wanted to say
هر چیزی که میخواستم بگم رو میگم
I'm ok with being alone
من با تنهایی راحتم
Finally I face it off
بالاخره از کنارت میرم
I feel like I can let it show
احساس میکنم که میتونم اثبات کنم
I know I can walk away
من میدونم و میتونم(از تو)دوربشم
I'm ok with being alone
من با تنهایی راحتم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم

how do you know where to go when you go away
آیا میدونی کجا و چه زمانی باید بری؟
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
how do you know when it's over
آیا میدونی این چه زمانی به پایان میرسه؟
I see for the first time in a long time
من میبینم برای اولین بار و برای مدت طولانی
Believe me when I say
من باور دارم وقتی میگم

Finally I'm waking up
بالاخره من بیدار میشم
I feel like I can let you go
احساس میکنم که میتونم اجازه بدم که بری
Say everything I wanted to say
هر چیزی که میخواستم بگم رو میگم
I'm ok with being alone
من با تنهایی راحتم
Finally I face it off
بالاخره از کنارت میرم
I feel like I can let it show
احساس میکنم که میتونم اثبات کنم
I know I can walk away
من میدونم و میتونم(از تو)دوربشم
I'm ok with being alone
من با تنهایی راحتم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم
When I close my eyes
زمانی که چشمانم را میبندم

I'm alive
من زنده ام
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 8:24  توسط Mehdi  | 

Linkin Park - Numb

 

Linkin Park - Numb

I'm tired of being what you want me to be
از اینکه چیزی که تو می‌خوای باشم خسته شدم
Feeling so faithless lost under the surface
احساس بی ایمانی و گم شدن زیر ظاهرم را می‌کنم
Don't know what you're expecting of me
نمی‌دونم چه انتظاری از من داری
Put under the pressure of walking in your shoes
منو برای راه رفتن با کفش‌های خودت* تحت فشار گذاشتی (* عمل کردن به روش تو)
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(برخلاف جریان آب شنا کن، کافیه خلاف جریان آب شنا کنی)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمی که بر می‌دارم از نظر تو یه اشتباه دیگه‌س
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(برخلاف جریان آب شنا کن، کافیه خلاف جریان آب شنا کنی)

I've become so numb I can't feel you there
انقدر بی‌حس شدم که نمی‌تونم تو رو احساس (درک) کنم
I've become so tired so much more aware
خیلی خسته شده‌ام، اما خیلی بیشتر آگاه (هوشیار) شده‌ام
I'm becoming this all I want to do
جوری شده‌ام که تنها کاری که می‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اینه که بیشتر شبیه خودم باشم و کمتر شبیه تو

Can't you see that you're smothering me
نمی‌بینی که داری خفه‌ام می‌کنی
Holding too tightly afraid to lose control
انقدر منو سفت گرفتی می‌ترسم کنترل خودم رو از دست بدم
Cause everything that you thought I would be
چون هرچیزی که تو فکر می‌کنی من باید باشم
Has fallen apart right in front of you
در مقابل چشمانت داره از هم می‌پاشه
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
(برخلاف جریان آب شنا کن، کافیه خلاف جریان آب شنا کنی)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمی که برمیدارم از نظر تو یه اشتباه دیگه‌س
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
(برخلاف جریان آب شنا کن، کافیه خلاف جریان آب شنا کنی)
And every second I waste is more than I can take
و هر لحظه‌ای که از دست می‌دهم بیشتر از آن است که به دست میارم

I've become so numb I can't feel you there
انقدر بی‌حس شدم که نمی‌تونم تو رو احساس (درک) کنم
I've become so tired so much more aware
خیلی خسته شده‌ام، اما خیلی بیشتر آگاه (هوشیار) شده‌ام
I'm becoming this all I want to do
جوری شده‌ام که تنها کاری که می‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اینه که بیشتر شبیه خودم باشم و کمتر شبیه تو

And I know I may end up failing too
و می‌دونم ممکنه در نهایت شکست بخورم
But I know You were just like me
اما میدونم تو هم شبیه من هستی
With someone disappointed in you
با باطنی مأیوس در درونت

I've become so numb I can't feel you there
انقدر بی‌حس شدم که نمی‌تونم تو رو احساس (درک) کنم
I've become so tired so much more aware
خیلی خسته شده‌ام، اما خیلی بیشتر آگاه (هوشیار) شده‌ام
I'm becoming this all I want to do
جوری شده‌ام که تنها کاری که می‌خوام انجام بدم
Is be more like me and be less like you
اینه که بیشتر شبیه خودم باشم و کمتر شبیه تو

I've become so numb I can't feel you there
انقدر بی‌حس شده‌ام که نمی‌تونم تو رو احساس (درک) کنم
Tired of being what you want me to be
خسته شدم از اینکه چیزی باشم که تو می‌خوای
I've become so numb I can't feel you there
انقدر بی‌حس شده‌ام که نمی‌تونم تو رو احساس (درک) کنم
Tired of being what you want me to be

خسته شدم از اینکه چیزی باشم که تو می‌خوای

you can download this song by this link

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 17:40  توسط Mehdi  | 

Tender Hands

Tender Hands
دستهای مهربان

Chris de burgh
Oh how, at the journey's end,
آه ، چگونه در پایان سفر
I lie in the heat of the night,
در گرمای شب دراز کشیدم
Feeling the heartache, wondering why,
قلبم درد میکند ،حیرانم که چرا
I want a friend,
یک دوست می خواهم
I want a friend to lay down beside me,
یک دوست می خواهم تا کنارم بیارامد
I want a friend,I want her now,
یک دوست می خواهم همین الآن می خواهمش
Someone who knows what I mean
کسی که بداند منظورم چیست؟

When I say, that I need Tender hands to hold me,
وقتی که می گویم ،من نیازمند دستهای مهربانی هستم که مرا در بر گیرد
I need tender hands tonight,
امشب به دستهایی مهربان نیازمندم
Will you lay them on my shoulders,
آیا دستهایت را بر شانه ام می گذاری؟
Will you lay them on my eyes,
آیا دستهایت را بر چشمانم می گذاری؟
And I need tender hands to take me,
دستهای مهربانی می خواهم که مرا در بر گیرد
All the way to paradise,
و تا بهشت مرا با خود ببرد
And then, when it's over,
و وقتی این کار را به فرجام رساند
I need tender hands
دستهای مهربانی می خواهم
To hold me through the night;
که مرا سراسرا شب در بر گیرد

Touch me with your velvet mouth,
با دهان مخملینت نوازشم کن
I will give all the love that I have,
تمام عشقی را که دارم نثار تو میکنم
Under the moonlight, reaching your heart,
در زیر نور مهتاب به قلبت راه می یابم
Where are you now, where are you now,
اکنون کجایی؟ کجایی؟
Come out of the shadows,
از میان سایه ها بیرون بیا
Where are you now, I want you now,
اکنون کجایی ،که تو را می خواهم
You know that I cannot always be strong,
می دانی که نمی توانم همیشه نیرومند باشم

And I needTender hands to hold me,
و من دستهایی مهربان می خواهم که مرا در بر گیرد
I need tender hands tonight,
امشب به دستهایی مهربان نیازمندم
Will you lay them on my shoulders,
آیا دستهایت را بر شانه ام می گذاری؟
Will you lay them on my eyes,
آیا دستهایت را بر چشمانم می گذاری؟
And I need tender hands to take me,
دستهای مهربانی می خواهم که مرا در بر گیرد
All the way to paradise,
و تا بهشت مرا با خود ببرد
And then, when it's over,
و وقتی این کار را به فرجام رساند
I need tender hands
دستهای مهربانی می خواهم
To hold me through the night;
که مرا سراسرا شب در بر گیرد

I am only a voice in a city of noise,
من تنها صدایی در شهر پر همهمه ام
Can you hear me this time,
آیا حالا صدایم را می شنوی؟
I see the storm grow,
می بینم طوفانی بر پا می شود
There's a light in the desert tonight;
امشب نوری در صحراست
And I need tender hands,
و من دستهای مهربانی می خواهم
Give me tender hands,
دستهایی مهربان به من بده
Will you lay them on my shoulders,Oh give me
آیا دستهایت را بر شانه هایم تکیه می دهی؟
Tender hands to take me
آه، دستهایی مهربان به من بده تا مرا
All the way to paradise,
تا بهشت ببرد
And then, when it's over,
و وقتی این کار را به فرجام رساند
I have tender hands
من دستهایی مهربان دارم
To hold you through the night, darling,
که سرتاسر شب تورا در بر می گیرد ، ای نازنین
My tender hands will hold you through the night;
دستهای مهربانم تورا سرتاسر شب در بر می گیرد

I want your tender hands,
دستهای مهربانت را می خواهم
You have tender hands,
تو دستهایی مهربان داری
I want those tender hands,
آن دستهای مهربان را می خواهم
Tender hands...
...دستهای مهربان

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:15  توسط Mehdi  | 

Show me the meaning of being lonely

Show me the meaning of being lonely

Backstreet-boys

So many words for the broken heart,
its hard to see in a crimson love,
so hard to breath,
walk with me and maybe
nights of light so soon become
wild and free I can feel the sun
your every wish will be done they tell me

Show me the meaning of being lonely
is this the feeling I need to walk with
tell me why I can’t be there where you are
there’s somethin' missin' in my heart

Life goes on as it never ends
eyes of stone observe the trends
they never say forever gaze, if only
guilty roads to an endless love
there’s no control are you with me now
your every wish will be done they tell me

Show me the meaning of being lonely
is this the feeling I need to walk with
tell me why I can’t be there where you are
there’s somethin' missin' in my heart

there's nowhere to run i have no place to go Surrender
my heart' body and soul how can it be you're asking me
to feel the things you never show
you are missing in my heart
tell me why i can't be there where you are

Show me the meaning of being lonely
is this the feeling I need to walk with(tell me why)
tell me why I can’t be there where you are(where you are)
there’s somethin' missin' in my heart(you are mising in my heart)

show me the meaning of being lonely(being lonely)
is this the feeling I need to walk with(tell me why)
tell me why I can’t be there where you are(where you are)
there’s somethin' missin' in my heart

مفهوم تنهایی رو به من نشون بده
کلمات زیادی برای قلب شکسته وجود داره
درک کردن عشق واقعی(خونین)خیلی سخته
به سختی نفس میکشم،با من قدم بزن
و شاید
تاریکی فرا برسه
دیوانه وار و آزاد میتونم خورشید رو حس کنم
تمام آرزوهات برآورده میشه،اونا به من میگن

مفهوم تنهایی رو به من نشون بده
آیا این همون احساسیه که من احتیاج دارم با من باشه
بگو به من چرا،من نمیتونم جایی که تو هستی باشم
چیزی درون قلبم گم شده است

زندگی ادامه پیدا میکنه،گویا هیچ وقت تموم نمیشه
چشم هایی از سنگ علایق رو نگاه میکنن
اونا هرگز نمیگن، تا ابد به من خیره نگاه میکنند
راه های پر از گناه به طرف عشق بی پایان
کنترلی وجود نداره،حالا تو همراه من هستی؟
تمام آرزوهات برآورده میشه،اونا به من میگن

مفهوم تنهایی رو به من نشون بده
آیا این همون احساسیه که من احتیاج دارم با من باشه
بگو به من چرا،من نمیتونم جایی که تو هستی باشم
چیزی درون قلبم گم شده است

جایی برای فرار کردن وجود نداره
من جایی برای رفتن ندارم
تسلیم بشید قلبم،بدنم و روحم
چجوری ممکنه؟ تو از من میخوای احساس کنم
چیزایی رو که بهم نشون نمیدی
تو در قلب من گم شدی!
بگو به من چرا،من نمیتونم جایی که تو هستی باشم

مفهوم تنهایی رو به من نشون بده
آیا این همون احساسیه که من احتیاج دارم با من باشه
بگو به من چرا،من نمیتونم جایی که تو هستی باشم
چیزی درون قلبم گم شده است...

you can download this song by this link

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 0:33  توسط Mehdi  | 

Straight Through My Heart

Straight Through My Heart

Backstreet-boys

In the heart
Of the night
Where its dark
In the lights
I heard the loudest noise
A gunshot on the floor
Ohhhh Ohhhhh

I looked down
And my shirts turning red
I?m spinning around
Felt her lips on my neck
And her voice in my ear
Like I missed you
want you tonight

Chorus:
Straight through my heart
A single bullet got me
I can?t stop the bleeding
Ohhhh
Straight through my heart
She aimed and she shot me
I just can?t believe it
Ohhhh
No I cant resist
And I can't be hit
I just cant escape this love
Straight through my heart
Soldier down(my heart)
Soldier down(my heart)

Thought I moved
More than on
Thought I could
Fool her charm I really wanna go
But I cant leave her alone
Ohhhh ohhhh

Hear the sound
Of a love so loud
I just can?t, I just can?t
Ignore this feeling
Said she misses me
And she wants me
Wants me tonight

Chorus

In the heart
Of the night
When its dark
In the lights
I heard the loudest noise
A gunshot on the floor

Chorus

 

درست در میان قلبم

در قلب شب جایی که در روشنایی ها تاریک هست من بلندترین صدا رو شنیدم.
زخمی بر روی زمین افتادم
پایین رو نگاه کردم و پیراهنم داشت قرمز میشد. به اطرافم چرخیدم.
لبهایش رو بر روی گردنم و صدایش رو در گوشم احساس کردم.
انگار تورو از دست دادم. امشب تورو میخوام.

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم تکون خوردم
فریب دلرباییش روخوردم. من واقعا میخوام برم
اما نمیتونم تنهاش بزارم

صدای خیلی بلند از یک عشق شنیدم
نمیتونم این حس رو نادیده بگیرم
به من گفت که دلش برام تنگ شده و منو امشب میخواد

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

در قلب شب وقتی که در روشنایی ها تاریک هست من بلندترین صدا رو شنیدم.
زخمی بر روی زمین افتادم

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

you can download this song by this link

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 0:22  توسط Mehdi  | 

A new day has come

A new day has come

celine-dion
I was waiting for so long
for a miracle to come
everyone told me to be strong
hold on and don't shed a tear
thruoght the darkness and good time
I knew I'd mak it throught
and the world throught I had it all
but I was waiting for you
hush , love
I see a light in the sky
oh,it's almost blinding me
i can't blieve
I've been touched by an angle with love
let the rain come down and wash away my tears
let it fill my soul and drownmy fears
let it shatter the walls for a new, new sun
a new day has come
where it was dark now there's light
where there was pain now there's joy
where there was weakness, I found my strenght
all in the eyes of a boy
hush , love
I see a light in the sky
oh,it's almost blinding me
i can't blieve
I've been touched by an angle with love
let the rain come down and wash away my tears
let it fill my soul and drownmy fears
let it shatter the walls for a new, new sun
a new day has
let the rain come down and wash away my tears
let it fill my soul and drownmy fears
let it shatter the walls for a new, new sun
a new day has ... come
ohhh, a light
hush , now
I see a light in your eyes
all in the eyes of the boy
I can't belive
I've been tuoched by an angel with love
hush, now
hush, now
روزی نو امده است
یک روز تازه ...
یک روز تازه ...
زمانی طولانی انتظار می کشیدم
برای تحقق یک معجزه
همه به من گفتند قوی باشم
صبر کنم و حتی قطره ای هم اشک نریزم
از ورای ظلمت و اوقات خوش
دانستم که انرا به تمامی خواهم ساخت
و اندیشه ی جهان من همه آنرا داشتم
اما من در انتظار تو بودم
هیس عشق
من نوری در آسمان می بینم
اوه آن نور اغلب مرا کور می کند
نمی توانم باور کنم
فرشته ای مرا با عشق لمس کرده بود
بگذار باران فرو ریزد و اشکهایم را بشوید و ببرد
بگذار روحم را لبریز و ترسهایم را محو کند
بگذار دیوار ها را در هم شکند برای حضور خورشیدی نو
یک روز تازه .... آمده است
آنجا که ظلمت بود این نور است
آنجا که درد بود اینک لذت است
آنجا که ظعف بود قدرتم را یافتم
همه را در چشمان یک پسر
هیس عشق
من نوری در آسمان می بینم
اوه آن نور اغلب مرا کور می کند
نمی توانم باور کنم
فرشته ای مرا با عشق لمس کرده بود
بگذار باران فرو ریزد و اشکهایم را بشوید و ببرد
بگذار روحم را لبریز و ترسهایم را محو کند
بگذار تا دیوارها را برای حضور خورشیدی نو در هم شکند
یک روز تازه امده است...
بگذار باران فرو ریزد و اشکهایم را بشوید و ببرد
بگذار روحم را لبریز و ترسهایم را محو کند
بگذار تا دیوارها را برای حضور خورشیدی نو در هم شکند
یک روز تازه امده است...
اووه یک نور
اینک سکوت
من نوری را در چشمان تو می بینم
همه را در چشمان یک پسر
نمی توانم باور کنم
فرشته ای مرا با عشق لمس کرده است
نمی توانم باور کنم
فرشته ای مرا با عشق لمس کرده است
اینک سکوت, اینک سکوت
you can download this song by this link 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 11:58  توسط Mehdi  | 

اسم

(اسم  ( Noun

تعریف : اسم کلمه ای است که برای نامیدن هر چیز . شخص و یا مکان بکار می رود

مثال :

Book - Ali – Home – Ahmad – Helena – Mother – Tatiana – Michael …

 

بعضی از اسامی در زبان انگلیسی مرکب (Compound Noun ) هستند مثل :

Note + book                                 Tea + pot

Work + man                                 Step + mother

Coal + mine                                 Address + book     

 

(انواع اسمها  Kinds of Nouns  )

 

در زبان انگلیسی چهار نو ع هستند :

  

1.       اسم عام Common Noun

2.       اسم خاص  Proper Noun

3.       اسم معنی Abstract Noun

4.       اسم جمع Collective Noun

 

اسم عام : اسمی است که در میان عده ای از اشیاء اشخاص و مکان عمومیت داشته باشد . مثل :

Pencil                Boy                Cinema                Girl                  Desk   

 

اسم خاص : اسمی است که نام مخصوص شخص شئ   یا مکان معینی باشد مثل :

Iran                      Ali                Azadi square               Kerman shah

 

اسم معنی : اسم حالت عمل یا وضعیت را اسم معنی گویند و به خودی خود وجود ندارد و آنرا باید در وجود اشیاء یا اشخاص احساس کرد مثل :

Kindness            Pain                 Speed                        Health                     

 

اسم جمع : اسمی است که در صورت مفرد  هستند ولی در معنی به گروه و دسته دلالت می کنند مثل :

Army               Navy                   Team                    

Police              Class                  Crowd

 

این اسامی را معمولا با فعل مفرد به کار می برند ولی بعضی از آنها  با فعل جمع همراهند . مثل :

اسم جمع همراه با فعل مفرد :

The class has an English lesson everyday.

There was a large crowd in the street.

اسم جمع همراه با فعل جمع :

There were a lot of people at the street.

The police have captured the thieves.     

 

 

اسم های قابل شمارش (Countable ) و غیر قابل شمارش (Uncountable) :

 

اسم های قابل شمارش اسم هایی هستند که بتوان قبل از آنها اعداد یا a   و an  به کار برد و یا بتوان آنها را جمع بست . اما اسم های غیر قابل شمارش را نمی توان با اعداد استفاده کرد یا جمع بست .

 

مثال برای اسم قابل شمارش

We have four children, three sons & a daughter.

مثال برای اسم غیر قابل شمارش

I went out to breathe in some fresh air.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 12:44  توسط Mehdi  | 

( قید Adverb )

 

 

( قید Adverb )

 

تعریف : به کلمه ای گفته می شود که چگونگی فعل صفت یا قید دیگری را توصیف می کند. مثل :

 

1) He runs quickly.   2) They are very bad.   3) She came quiet carelessly.

 

در جمله اول قید مورد نظر چگونگی فعل را توصیف می کند و در جمله دوم قید مورد نظر صفت را توصیف می کند و در چمله سوم قید مورد نظر قید دیگر را توصیف می کند.

 

انواع قید :

 

1) قیدهای حالت مثل : quickly-  gracefully – kindly

2) قیدهای زمان مثل : today – yesterday – recently – later  

3) قیدهای مکان مثل : here – away – outside  

4) قیدهای  کمی مثل :  So - too

5) قیدهای تکرار مثل : often – rarely – seldom – regularly

 

قید های حالت که حالت و چگونگی انجام کاری  را نشان می دهد. معمولا این قیدها  بعد از فعل قرار می گیرند وچنانچه آن فعل دارای مفعول باشد این قیدها بعد از مفعول قرار می گیرند. این قیدها در ابتدای وسط و انتهای جمله قرار می گیرند. مثل :

Softly, he gets the paper. (ابتدا)

He quickly ran away. (وسط)

She dances gracefully. (انتها)

چگونگی ساخت قید حالت:

اکثر قیدهای حالت به lyختم می شوند یعنی با اضافه کردن (ly) به آخر صفات به وجود می آیند. مثل :

               +  صفت ly                Hard                   Hardly

 

نکته: بعضی از قیود مانند(slow – clear – quick) هستند که ما بدون اضافه کردن (ly) و همراه با (ly) می توانیم ازآنها استفاده کنیم.  مثل :

She explains the problem clear(ly).

 

نکته : تعدادی از قیود هستند که هم به عنوان صفت و هم به عنوان قید بکار می روند و عبارتند از :

( fast – hard – low – long – late )

مثل :

She has a hard work. (صفت)                          She works hard.  (قید)

  It is a long wall. (صفت)         He stayed here as long as he can. (قید)

         That is the back door. (صفت)                         Go back. (قید)

 

قیدهای زمان که زمان انجام کاری را بیان می کنند. این قیود به دو نوع معین و نامعین تقسیم می شوند که بعضی از آنها عبارتند از :

 

( yesterday – today – tomorrow ) قیود زمان معین 

( recently – later – afterwards – already ) قیود زمان نامعین

 

نکته : معمولا قیدهای معین در جملات ساده در آخر جمله قرار می گیرد اما چنانچه جمله مرکب بود قید را در اول جمله می آوریم. مثل :

She went to the bookshop yesterday.

Tomorrow, we will leave for trip.

مثال برای قیود زمان نامعین :

Recently, the news about the Iraq’s security has not been good.

 

قیدهای مکان که بیانگر محل وقوع کاری هستند و معمولا بعد از فعل قرار می گیرند اما می توان آنها را در اول یا آخر جمله قرار داد. بعضی از آنها عبارتند از :

 

( in/inside – under – above – here – there – near – far – below )

 مثل :

She came to here one hour ago.

We can go to everywhere we want.

 

Outside, it was bitterly cold.   (ابتدا)

It is hot outside.  (انتها)

 

قیدهای  کمی که کمیت و مقدار صفت یا قیدی را نشان می دهند. که عبارتند از :

(Enough) به معنی کافی است یعنی حالت یا صفت بکار رفته به حد کفایت می باشد و به دو صورت در جملات قرار می گیرند :

Noun + Enough

مثل :

I had not enough money for that car.

 He has enough courage to be a captain.

 
Adverb or Adjective + Enough

مثل :

This milk is not hot enough to drink.

It is not easy enough for this job.

 

 

قیدهای تکرار  که بیانگر تعداد دفعات انجام کاری است که نامشخص تکرار شده است و معمولا قبل از فعل اصلی قرار می گیرد اما اگر افعالی مانند (am – is – are – was – were) در جمله باشد قید تکرار بعد از آنها قرار می گیرد. قیود تکراربه نسبت تعداد تکرار آنها  عبارتند از :

 

(از چپ به راست تعداد دفعات کمتر می شود)

 

Always>Usually>Often>Sometimes>Now & then>

                   

                           >>>Occasionally>Not often>Hardly ever>Rarely>Never

 

(Now & then)  گاهگاهی                      (Occasionally)   بعضی مواقع

(Hardly ever)   تقریبا هرگز                  (Rarely)      به ندرت

 

It often rains in North of Iran.    (قبل از فعل اصلی)

It always snows in Arrak in winter.   

The temperature in Ilam hardly ever gets to 30º in Winter.

 

He is often here at 6 o’clock in the morning.   (بعد از افعال موردنظر)

You are usually in restaurant at noon.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 12:36  توسط Mehdi  | 

افعال بی قاعده

Base Form

Past Simple

Past Participle

awake

awoke

awoken

be

was, were

been

beat

beat

beaten

become

became

become

begin

began

begun

bend

bent

bent

bet

bet

bet

bid

bid

bid

bite

bit

bitten

blow

blew

blown

break

broke

broken

bring

brought

brought

broadcast

broadcast

broadcast

build

built

built

burn

burned/burnt

burned/burnt

buy

bought

bought

catch

caught

caught

choose

chose

chosen

come

came

come

cost

cost

cost

cut

cut

cut

dig

dug

dug

do

did

done

draw

drew

drawn

dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

drive

drove

driven

drink

drunk

drunk


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 12:10  توسط Mehdi  | 

Suffixes

Suffixes  are letters added at the end of a word to (form a derivative) make another word .

 

صفت= ful + اسم

colour  + ful           colourfulرنگي                      

power + ful            powerfulقدرتمند                   

use + ful                  useful مفيد                         

 

صفت= ous + اسم

fame + ous                  famouseمشهور                 

danger + ous              dangerousخطرناك              

mystery + ous           mysteriousمرموز               

 

صفت منفي=less  +  اسم

care + less                 carele بي دقت                       

use + less                  useless                     بي فايده 

hope + less                hopeless   نا اميد                    

 

اسم=ship + اسم

friend + ship                 friendshipدوستي             

relation + ship              relationshipرابطه             

man + ship                    manship     انساني                

 

صفت=y + اسم

rain + y                   rainy باراني                         

sun + y                  sunny                آفتابي         

water + y               watery                           آبكي

 

قيد حالت= ly + صفت

bright + ly                brightlyبه روشني                      

happy + ly                happily با خوشحالي                 

sad + ly                     sadly با ناراحتي                        

 

صفت= ly + اسم

friend + ly               friendlyدوستانه                              

day + ly                   daily روزانه                                     

cost + ly                 costly قيمتي                            

 

فعل= en+ صفت

short + en               shorten  كوتاه كردن                         

sharp + en               sharpen تيز كردن                           

weak + en               weaken ضعيف كردن                  

 

صفت=al  + اسم

nature + al                 naturalطبيعي                        

person + al                personal    شخصي              

univere + al              universal جهاني                    

 

اسم=ness + صفت

good + ness                goodness خوبي                   

weak + ness                weaknessضعف                    

busy + ness                business شغل                

 

صفت= en + اسم

gold + en                    goldenطلايي                              

wood + en                  wooden      چوبي                   

wool + en                   woolenپشمي                   

 

اسم = th + صفت

Warm + th                      warmthگرما                         

hong + th                       length                           درازا

wide + th                       widthپهنا                       

 

اسم = tion + فعل

explain + tion              explanationتوضيح                   

direct + tion                directionجهت                        

migrate + tion             migrationمهاجرت             

 

اسم= al + فعل

arrive + al                      arrivalورود                       

deny + al                        denialانكار                        

refuse + al                      refusalامتناع               

 

اسم= ence /ance + فعل

exist + ence               existenceوجود                     

guide + ance              guidanceراهنمايي                 

refer + ence               referenceمرجع              

 

اسم=ment + فعل

agree + ment                 agreement   توافق                 

move + ment                 movementحركت                 

punish + ment               punishment  مجازات       

 

اسم = ing + فعل

drive + ing                  drivingرانندگي                      

smoke + ing                smoking  سيگار                    

run + ing                    runningدو                    

 

صفت فاعلي= ing + فعل

bore + ing                   boringخسته كننده                   

interest + ing              interestingجالب                        

surprise + ing             surprisingتعجب آور       

 

اسم فاعل=er + فعل

play + er                   player              بازيكن         

teach + er                 teacher                   مدرس    

write + er                 writerنويسنده                   

 

صفت مفعولي= ed + فعل

confuse + ed                 confusedگيج شده                    

excite + ed                    excitedهيجان زده                 

shock + ed                   shockedتكان خورده     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 1:20  توسط Mehdi  | 

Prepositions

Prepositions

 

Prepositions of time

preposition

use

examples

in

in months

in July; in September

year

in 1985; in 1999

seasons

in summer; in the summer of 69

part of the day

in the morning; in the afternoon; in the evening

duration

in a minute; in two weeks

at

part of the day

at night

time of day

at 6 o'clock; at midnight

celebrations

at Christmas; at Easter

fixed phrases

at the same time

on

days of the week

on Sunday; on Friday

date

on the 25th of December*

special holidays

on Good Friday; on Easter Sunday; on my birthday

a special part of a day

on the morning of September the 11th*

after

later than sth

after school

ago

how far sth happened (in the past)

6 years ago

before

earlier than sth

before Christmas

between

time that separates two points

between Monday and Friday

by

not later than a special time

by Thursday

during

through the whole of a period of time

during the holidays

for

period of time

for three weeks

from ... to
from... till/until

two points form a period

from Monday to Wednesday
from Monday till Wednesday
from Monday until Wednesday

past

time of the day

23 minutes past 6 (6:23)

since

point of time

since Monday

till/until

no later than a special time

till tomorrow
until tomorrow

to

time of the day

23 minutes to 6 (5:37)

up to

not more than a special time

up to 6 hours a day

within

during a period of time

within a day

 

Prepositions at, in, on

preposition

examples

in

We sit in the room.

I see a house in the picture.

There are trouts in the river.

He lives in Paris.

I found the picture in the paper.

He sits in the corner of the room.

He sits in the back of the car.

We arrive in Madrid.

He gets in the car.

She likes walking in the rain.

My cousin lives in the country.

There are kites in the sky.

He plays in the street. (BE)

She lives in a hotel.

The boys stand in a line.

He is in town.

I have to stay in bed.

The robber is in prison now.

at

She sits at the desk.

Open your books at page 10.

The bus stops at Graz.

I stay at my grandmother's.

I stand at the door.

Look at the top of the page.

The car stands at the end of the street.

You mustn't park your car at the front of the school.

Can we meet at the corner of the street?

I met John at a party.

Pat wasn't at home yesterday.

I study economics at university.

The children are at grandmother's.

He's looking at the park.

He always arrives late at school.

on

The map lies on the desk.

The picture is on page 10.

The photo hangs on the wall.

He lives on a farm.

Dresden lies on the river Elbe.

Men's clothes in on the second floor.

He lives on Heligoland.

The shop is on the left.

My friend is on the way to Moscow.

Write this information on the front of the letter.

 

Prepositions of place and direction

preposition

use

examples

above

higher than sth

The picture hangs above my bed.

across

from one side to the other side

You mustn't go across this road here.
There isn't a bridge across the river.

after

one follows the other

The cat ran after the dog.
After you.

against

directed towards sth

The bird flew against the window.

along

in a line; from one point to another

They're walking along the beach.

among

in a group

I like being among people.

around

in a circular way

We're sitting around the campfire.

behind

at the back of

Our house is behind the supermarket.

below

lower than sth

Death Valley is 86 metres below sea level.

beside

next to

Our house is beside the supermarket.

between

Sth /sb  is on each side

Our house is between the supermarket and the school.

by

near

He lives in the house by the river.

close to

near

Our house is close to the supermarket.

down

from high to low

He came down the hill.

from

the place where it starts

Do you come from Tokyo?

in front of

the part that is in the direction it faces

Our house is in front of the supermarket.

inside

opposite of outside

You shouldn't stay inside the castle.

into

entering sth

You shouldn't go into the castle.

near

close to

Our house is near the supermarket.

next to

beside

Our house is next to the supermarket.

off

away from sth

The cat jumped off the roof.

onto

moving to a place

The cat jumped onto the roof.

opposite

on the other side

Our house is opposite the supermarket.

out of

leaving sth

The cat jumped out of the window.

outside

opposite of inside

Can you wait outside?

over

above sth / sb

The cat jumped over the wall.

past

going near sth / sb

Go past the post office.

round

in a circle

We're sitting round the campfire.

through

going from one point to the other point

You shouldn't walk through the forest.

to

towards sth / sb

I like going to Australia.
Can you come to me?
I've never been to Africa.

towards

in the direction of sth

They walk towards the castle.

under

below sth

The cat is under the table.

up

from low to high

He went up the hill.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 1:12  توسط Mehdi  | 

ترتیب صفت قبل از اسم

طرز قرار گرفتن صفات قبل از اسم

 

ترتيب قرار گرفتن صفات پيش از اسم در زبان انگليسي طبق الگوي زير مي باشد.

 

اسم + جنس (نوع) + مليّت + رنگ + اندازه + عدد

 

I have two big colorful Persian wooden carpets.

 

 نكته 1: صفات اشاره this – that – these – those  و حرف تعريف the و نيز صفات ملكي my – your , …

الف) بر ديگر صفات مقدم هستند.

ب) با يكديگر بكار نميروند.

- The three good student

- This sweet red roses

- My poor old dog

در جملات بالا كلمات the – this – my  قبل از صفات ديگر بكار رفته اند.

 

نكته 2: سه واژه all ، both و half  مقدم بر صفات ملكي و حرف تعريف the استفاده ميشوند.

- all the boys                     

- both my eyes                         

- all her books

 

نكته 3: واژه half مقدم بر a و an مي باشد.

- half a minute                  

- half an hour

 

1) Which sentence is grammatically wrong?

a) Don’t look at the people sitting over there.

b) Our brain can keep a record of past events.

c) The cars that are sold are very expensive.

d) The new Japanese blue car will become cheaper.ü

 

ترتيب قرار گرفتن صفات در گزينه d اشتباه است. رنگ بايد قبل از مليت قرار بگيرد پس گزينه d از نظر گرامري غلط است و بايد جمله به اين صورت باشد:

The new blue Japanese car will be come cheaper.

 

2) Which sentence is grammatically right?

a) The white large cotton shirt was very beautiful.

b) The large white cotton shirt was very beautiful.

c) The cotton white large shirt was very beautiful.

d) The beautiful cotton white shirt was very large.

گزينه b درست است. ترتيب قرار گرفتن صفات صحيح است.

 

3) A: Do you have a watch?                  

    B: yes, I have ……………….

a) an old gold watch                                       c) an old watch gold

b) a gold old watch                                             d) a watch gold old

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:50  توسط Mehdi  | 

زمانهای زبان انگلیسی در کل

زمانهاي انگليسي                                             

                        

زمان شکلی از فعل است که عمل یا حالتی را در زمان نشان می دهد. به طور کلی در زبان انگلیسی سه زمان اصلی وجود دارد: زمان حال، زمان گذشته و زمان آینده.

هر زمان دارای چهار حالت: ساده،استمراری، کامل و کامل استمراری است. زمان های اصلی زمان های واقع شدن فعل را نشان می دهند و چهار حالت مختلف نحوه و چگونگی انجام کار را. با توجه به سه زمان اصلی و چهار حالت هر یک، می توان گفت که در انگلیسی12 زمان به طریق زیر وجود دارد:

 

زمان هاي آینده

آینده ساده (مستقبل ساده)

آینده استمراری

آینده کامل

آینده کامل استمراری

 

زمان هاي گذشته

گذشته ساده (ماضی ساده)

گذشته استمراری

گذشته کامل (ماضی بعید)

گذشته کامل استمراری

 

زمان هاي حال

حال ساده (مضارع)

حال استمراری

حال کامل (ماضی نقلی)

حال کامل استمراری

 

زمان حال ساده

Simple Present Tense

طرز ساختن:

شكل ساده فعل (مصدر بدون to)  +     فاعل

 

تبصره_ در سوم شخص مفرد فعل s  یا  es  می گیرد.

موارد استعمال:

1- برای کارهای عادی و تکراری.در این حالت یکی از قیود تکرار مانند  often، never و غیره بین فاعل و فعل اصلی جمله قرار می گیرد:

I usually go to school at 8 o'clock.

 

2- برای کارهای تغییر ناپذیر و حقیقی:

The earth moves round the sun.

 

3- برای کارهای عادی ولی تغییر پذیر:

He has a lot of friends.

 

4- برای کارهایی که در زمان آینده نزدیک به طور قطع صورت می گیرد:

My friend leaves Tehran for Paris tomorrow.

 

5- افعالی که مربوط به هوش و حواس بوده و یا غیر ارادی باشند با زمان حال بیان می شوند.پاره ای ازاین افعال عبارتند از:

understand, know, notice, mean, want, believe, refuse, have, process, forget, remember, be, wish, consider, forgive, seem, think, imagine, see, hear, feel, smell, taste, suppose, trust, etc.

 

6- برای وقایع تاریخی که در گذشته اتفاق افتاده و گوینده بخواهد آن را برای شنوندگان با اهمیت خاصی بیان کند.

7- برای بیان استعداد و توانایی از زمان حال ساده استفاده می شود:

He solves difficult problems.

 

8 - بعد از حروف ربط زیر اگر فعلی به آینده دلالت کند به جای آینده از حال ساده استفاده می کنند:

After, before, since, as soon as, until, till, as, if, unless, when, whenever

مانند:

He will begin his new jobs as soon as he returns home.

 

 

زمان حال استمراری

Present Continuous Tense

  طرز ساختن:

شكل ing دار فعل اصلي am /are/is + +فاعل

 

موارد استعمال:

1- بیان کارهایی که در لحظه صحبت ناتمام و در حال ادامه است.در این مورد قیدهایی مانند now, at present, for the time being و غیره همراه است:

He is speaking French now.

 

2- بیان کارهایی که هنوز پایان نیافته و برای مدتی ادامه خواهد داشت:

We are studying English these days.

 

3- بیان کارهایی که به صورت عادتی تازه درآمده و احتمالاً زیاد دوان نخواهد داشت:

He is going for a walk once a week.

 

4- بیان کارهایی که در آینده نزدیک صورت می گیرد.در این مورد ذکر قید زمان آینده ضروری است:

They are leaving for London tomorrow.

 

5- افعالی که تحت کنترل بشر نیست و غیر ارادی است در زمان حال استمراری کمتر کاربرد دارد و به جای آن زمان حال ساده به کار می رود:

I forget his name.

 

یادآوری_ در مورد فوق اگر جنبه و معنی ارادی مورد نظر بود زمان حال استمراری (زمان های استمراری) می توان به کار برد:

(فعل  see ارادی است) 

I see he has written the matter.

 

به موضوع رسیدگی می کنم(فعل ارادی است)

I am seeing to the matter.

                        

 

 

 زمان حال کامل (ماضی نقلی)

Present Perfect Tense

طرز ساختن:

اسم مفعول (قسمت سوم فعل اصلي) + have / has + فاعل

 

موارد استعمال:

1- کاری که در زمان گذشته نامعلوم انجام گرفته است:

He has seen this film.

 

2- کاری که در گذسته نزدیک انجام گرفته است.در این مورد معمولاً قید just بین فعل معین و اسم مفعول فعل قرار می گیرد:

He has just begun the work.

3- کاری در گرشته به کرات تکرار شده است:

I have read this novel many times.

 

4- کاری که در گذشته انجام گرفته و اثر آن تا به حال باقی است.در این مورد معمولاً  یکی از حروف اضافه since  یا for به کار برده می شود:

We have studied English since 1970.

 

تبصره1_ در مورد فوق گاهی یکی از فعل های زیر به کار برده می شود:

never, ever, always, recently, lately

He has recently been in America.

 

تبصره2_to be to  در ماضی نقلی به معنی رفتن و از جایی دیدن کردن و to be in  به معنی اقامت کردن است:

از اصفهان دیدن کرده اند.

They have been to Isfahan.

 

زمان حال کامل استمراری  

 Present Perfect Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با  ing+

+ been

have

  +     فاعل

has

 

موارد استعمال:

1- کارهایی که در گذشته آغاز شده و ادامه یافته و تا زمان حال رسیده و ممکن است در آینده نیز ادامه یابد:

He has been reading this novel since yesterday afternoon.

 

2- گاهی عملی از گذشته آغاز شده و ادامه یافته و به زمان حال می رسد ولی در زمان حال قطع می شود:

I have been written a letter for half an hour.

 

3- بیان کارهایی که در گذشته ادامه داشته در ضمن بین زمان مورد نظر منقضی نشده است:

We have been doing our homework all this afternoon.

 

 

زمان گذشته ساده یا ماضی مطلق                                         Simple Past tense

طرز ساختن:

زمان گذشته فعل  (قسمت دوم)

+فاعل

 

موارد استعمال:

1- کارهایی که در گدشته معینی انجام گرفته و در این مورد قیدهایی نظیر ago, last night, yesterday و نظایر آنها با جمله همراه است:

I finished my work two hours ago.

 

2- کارهایی که در گذشته به صورت عادت و تکرار انجام گرفته و اغلب با یکی از قیدهای تکرار همراه است:

When I was in London, I often went to the opera.

 

تبصره_ ممکن است به جای قید و زمان گذشته فعل از ترکیب (مصدر+ used to ) استفاده کرد.این عمل غالباً برای کارهایی است که در گذشته عادت بوده ولی اکنون متروک است:

I used to play football when I was 16 years old.

 

3- بعد از حرف ربط unless , if و سایر ادوات شرط برای بیان شرط حال(فرض حال)،زمان گذشته به کار می رود:

If I saw him, I should tell him the matter.

 

 

زمان گذشته استمراری (ماضی استمراری)

Past Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با ing   +

was

+ فاعل

were

 

موارد استعمال:

1- کاری که در گذشته ادامه داشته و همزمان با آن کار دیگری صورت گیرد:

We were reading newspaper when the telephone rang.

 

2- کاری که در گذشته معین مدتی ادامه داشته است:

He was swimming at 3 o'clock yesterday.

 

3- کارهایی که همزمان با هم در گذشته مدتی ادامه داشته است:

When we were playing chess, my father was watching television.

 

4- کارهایی که در طول زمان معین در گذشته ادامه داشته است:

All last month we were visiting round Europe.

 

 

زمان گذشته کامل (ماضی بعید)                Past Perfect Tense

طرز ساختن:

اسم مفعول    (قسمت سوم فعل)

+had

+فاعل

 

موارد استعمال:

1- بیان کاری که در گذشته قبل از گذشته دیگر انجام گرفته است:

When we got to the station, the train had left.

 

2- بیان کاری که قبل از زمانی در گذشته انجام گرفته است:

They had finished the work before noon.

 

تبصره_ گاهی فعل زمان گذشته (مورد اول) و یا قید زمان گذشته(مورد دوم) از جمله حذف می شود ولی شنونده از مضمون سخن بدان پی می برد:

I had seen him (before I left the school).

 

3- بعد از حرف ربط قیدی مانند unless , if و سایر ادوات شرط برای بیان فرض گذشته به کار می رود:

If he had come earlier, he would have seen the doctor.

 

زمان گذشته کامل استمراری

Past Perfect Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با ing

+been

+had

+فاعل

 

موارد استعمال:

هر گاه دو کار در زمان گذشته انجام گرفته و یکی از کارها مقدم بر دیگری باشد و در عین حال مدتی نیز ادامه داشته باشد آن را به صورت ماضی بعید استمراری بیان می کند:

He had been living in Tehran for 10 years before he died.

 

 

زمان آینده کامل استمراری

 Future Perfect Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با ing +

+ been

+ have

shall

 +   فاعل

will

 

موارد استعمال:

قرینه این زمان در زبان فارسی وجود ندارد ، این زمان برای کاری است که تا زمان معینی در آینده انجام گرفته و کامل شده یا فبل از زمانی در آینده تمام شده ولی ضمناً مدتی نیز ادامه داشته باشد:

I shall have been living in Tehran for 20 years by next month.

 

 

زمان آینده کامل                        Future Perfect Tense

طرز ساختن:

اسم مفعول فعل

 + have

shall

+     فاعل

will

 

موارد استعمال:

1- كاری که قبل از کار دیگری در آینده تمام و کامل شده است:

When you return, I shall have done my work.

 

2- کاری که تا زمان معینی در آینده انجام گرفته و تمام شده است.در این مورد معمولاً حرف اضافه زمانی by  قبل از قید زمان آینده به کار می رود:

This trip will have sailed by 9 o'clock tomorrow night.

 

نكته: بعد از حروف ربطی مانند as soon as ,  until , till که زمان موقت و نزدیک را می رسانند به جای آینده کامل،ماضی نقلی به کار می برند:

   I will see you as soon as I have finished my work.  

 

زمان آینده استمراری

 Future Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با ing  +

be

shall

+     فاعل

will

 

موارد استعمال:

این زمان قرینه ماضی استمراری است و تقریباً در آن موارد منتها در آینده به کار می رود:

1- کاری که در آینده ادامه دارد و کاری بر آن واقع می شود:

When you arrive, we shall be having dinner.

 

2- کاری که در زمان معینی در آینده در حال ادامه است:

At 2 o'clock tomorrow afternoon we shall be playing football.

 

3- کارهایی که همزمان با هم در آینده ادامه خواهد داشت:

While they will be listening to the radio, we shall be playing chess.

 

4-  کاری که در طول زمان معینی در آینده ادامه خواهد داشت:

I shall be traveling round Europe all next month.

 

نكته: موارد استعمال و تغییرات مربوط به will ,  shall در اشخاص مختلف در این زمان نیز نظیر آینده ساده است.

 

 

زمان آینده ساده

 Simple Future Tense

 طرز ساختن:

مصدر بدون to   +

shall

+    فاعل

will

 

نكته1: در اول شخص مفرد و جمع از فعل معین shall و در بقیه اشخاص از  will استفاده می شود.

نكته2: در موقع سوال در دوم شخص در صورتی که منظور گوینده درخواست و تقاضا باشد از will استفاده می کنن:

آیا ممکن است در را باز کنید؟

Will  you open the door?

 

 ولی اگر صرفاً آینده سوالی معمولی مورد نظر باشد جمله فوق به این ترتیب خواهد بود:

آیا در را باز خواهید کرد؟

Shall you open the door?

    کاربرد will , shall منظورهای مختلفی را بیان می کند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

الف_ will در اول شخص به جای shall مفهوم قصد و قول و یا تمایل دارد:

قول می دهم این کار را برای شما انجام دهم.

I will do it for you.

                        

 ب_ در دوم شخص مفرد و جمع کاربرد shall به جای  will در حالت منفی و سوالی بیان تهدید و یا قول است که گوینده در مورد مخاطب خود به کار می برد:

این کار را نخواهی کرد. 

You shall not do it.

 

پ_ کاربرد shall در سوم شخص مفرد و جمع مبین تهدید و یا قولی است که گوینده در مورد سوم شخص مخاطب خود می دهد:

این مسئله را حل خواهدکرد.

He shall solve this problem.                   

 

ت_ در دوم شخص مفرد و جمع همچنین در سوم شخص مفرد و جمع آوری برای بیان اجازه،shall به کار می برند:

You shall see him if you want.

 

ث_ ترکیب shall we معادل let us بوده و مفهوم کسب اجازه است.

اجازه می دهید بازی را آغاز کنیم؟

Shall we begin the play?

 

موارد استعمال:

برای بیان کارهایی که در زمان معینی در آینده احتمال وقوع دارد:

We shall take an exam next month.

 

یادآوری1_ در انگلیسی آمریکایی امروزه فعل will  را برای تمام اشخاص به کار می برند.

یادآوری2_ افعال:hope, want, intend, promise, except, choose, like, mean به جای فعل آینده به کار برده می شود:

He hopes to visit Europe next summer.

 

یادآوری3_ افعال ناقص در آینده به کار نمیروند و به جای آنها از افعال مترادف آنها استفاده می شود مانند can که در آینده به صورت  be able به کار می رود:

I shall we able to finish my article tonight.

 

توجه1_ یکی دیگر از فرمول هایی که در آینده به کار می رود:

 

  مصدر   +

be   going  to

  +     فاعل

 

این فرمول از آینده صرفاً برای کارهای قطعی و معین در آینده است.موقع ترجمه این ترکیب در فارسی از عبارات نظیر قصد دارم،می خواهم،و غیره استفاده می کنند:

میخواهند ما را به شام دعوت نمایند.

They are going to invite us to dinner.

 

توجه2_ غیر از دو فرمول بالا که بررسی گردید برای آینده نزدیک از دو ترکیب

  "to be about to" و    "to be on the point of" نیز استفاده می کنند:

در شرف اتمام کار خویش است.

He is about to finish his work.             

قصد فرار دارند.

They are on the point of running away.                 

 

زمان گذشته کامل استمراری

Past Perfect Continuous Tense

طرز ساختن:

فعل با ing

+   been

+  had

  +    فاعل

 

موارد استعمال:

هر گاه دو کار در زمان گذشته انجام گرفته و یکی از کارها مقدم بر دیگری باشد و در عین حال مدتی نیز ادامه داشته باشد آن را به صورت ماضی بعید استمراری بیان می کند:

He had been living in Tehran for 10 years before he died.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:45  توسط Mehdi  | 

اسم در نقش صفت

 

اســــم در نقش صفت

 

در زبان انگليسي گاهــي يك اسم قبل از اسم ديگري در نقش صفت ظـــاهر مي شود و آن را توصيف مي كند. چنين اســمي ( اسم در نقش صفت ) اولاً بايد مفــرد باشد و ثانياً محل آن بــــلافاصله قبل از موصوف مي باشد .

تذكر1 : توجه داشته باشيد كه (s) در بعضي از كلمــات مانند : news – physics و … s جمع نيست .

news report  _  physics  teacher

 

تذكر2: همانگونه كه مي دانيد يكي ديگر از راههاي معمــــول براي توصيف اسم، استفاده از صفت قبل از اسم مي باشد .

a good – beautiful – fat – thin – happy – clever / girl

 

تذكر3: با جابجا كردن اسم ها معني عبارت تغيير مي كند .

گل باغچه اي                          a  garden flower

باغچه ي گل                            a flower garden

 

كارگر شب(شب كار) a night worker                  

شب كارگر            a worker night                    

 

گزينه ي درست را انتخاب كنيد .

1. A store which sells shoes is a …………….. .

a. shoes store                         b. store shoes      

c. shoe store                          d. shoes stores

 

2. The desks that are used in offices are called ……………. .

a. offices desks                      b. office desks      

c. desks offices                      d. desks office

 

3. The story which is about life is the ……………

a. life story                            b. story life          

c. story of the life                   d. a and c

 

4. A bridge which is made of stone is called a ………….. .

a. bridge stone                     b. stone’s bridge        

c. bridge’s stone                   d. stone bridge

 

5. Flowers that grow in spring are ………….. .

a. spring flowers                  b. flowers spring       

c. spring flower                    d. flower spring

 

جملات زير را كامل كنيد .

1. A student who studies history is called a ………………

2. A book which is about grammar is called a ………………

3. Dishes which are made of iron are called ……………….

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:26  توسط Mehdi  | 

انواع کلمه

انواع کلمات (part of speech )

در دستور زبان انگلیسی هشت نوع کلمه وجود دارد:

 

1- اسم (Noun).                مثال: Ali - book - lion - umbrella

2- صفت (Adjective)           مثال: large – good – hot - beautiful

3- ضمير (Pronoun)            مثال: him – them – We - They

4- فعل (Verb)                   مثال: go – come – read - watch

5- قيد (Adverb)                 مثال: well – slowly – badly - rapidly

6- حرف اضافه (Preposition) مثال: in – at – by - to

7- حرف ربط (Conjunction)   مثال: and – or – but - so

8- صوت (Interjection)         مثال: oh - Bravo 

 

البته بعضی از کلمات وجود دارند که نسبت به هر جمله می توانند معانی مختلف داشته باشند. به جملات زیر توجه کنید:

1. I gave him a present.

2. I can not tell you at the present moment.

3. They will present you to the king.

4. At present he is absent.

 

همانطور که ملاحظه می کنید در جمله اول present به معنای هدیه است. (اسم)

در جمله دوم present معنای حال یا حاضر می دهد.(صفت)

در جمله سوم present به معنای مهیا و آماده کردن است.(فعل)

در جمله آخر present به معنای اکنون یا زمان حال است. (قید)

 

طبیعی است برای تشخیص اینکه یک کلمه در مکانهای مختلف چه معنی می دهد باید گنجینه لغت بیشتری برای خود فراهم آوریم و این میسر نیست مگر با مطالعه کردن و سرو کار داشتن با واژگان انگلیسی و تمرین کردن.

 

اسم (Noun)

 

    اسم در هر زبانی به طور کلی برای نامیدن شخصی یا حیوانی یا چیزی یا مفهومی به کار می رود. اسمها را می توانیم به دو دسته کلی تقسیم کنیم. 

اسمهای عام  (common nouns)

اسمهای خاص   ( proper nouns)

اسم عام اسمی است که شامل همه افراد همجنس باشد مانند: man- city- book- girl که شامل هر دختر، کتاب، شهر و مردی می شود.

 

اسم خاص اسمی است که نشان دهنده فرد یا افرادی مخصوص و معین باشد که از آن شخص یا مکان و ...  با آن نوع مشخصات خاص فقط یکی وجود دارد. مانند: Iran - Tehran - Ali - John   . ممکن است گفته شود که میلیونها علی در دنیا وجود دارد اما باید توجه داشته باشیم که هیچکدام از علی ها عیناً مثل هم نیستند و هیچ انسان مشابه به هم که صد در صد عین هم باشند وجود ندارد.

باید توجه داشته باشیم که اسمهای خاص طبیعتاً نمی توانند جمع بسته شوند یا علامت مفرد بگیرند. اما اسمهای عام می توانند جمع و مفرد داشته باشند.

 

طريقه جمع بستن اسم

 

اسم از نظر تعداد بر دو قسم است: اسم مفرد: Singular و اسم جمع: Plural.

برای جمع بستن اسمها به آخر اسم حرف s اضافه می شود.به این  مثالها  توجه کنید.

 

boy             boys

girl             girls

desk           desks

lion                lions

 

البته بعضی استثناها هم وجود دارد که تعدادی از آنها را با همدیگر مرور می کنیم.

 

1- کلماتی که آخرشان به حروف s- sh- ch- x ختم می شوند برای جمع شدن es می گیرند.به این مثالها توجه کنید.

 

bus                               buses

brush                            brushes

box                               boxes

watch                           watches

                    

کلماتی که به o ختم می شوند هم معمولا es می گیرند اما استثناهایی هم وجود دارند.

potato                         potatoes

tomato                        tomatoes

radio                           radios    

piano                          pianos

 

2- کلماتی که به حرف y ختم می شوند اگر قبل از y حرف بی صدا (یعنی غیر از حروف a- i- e- o- u ) وجود داشته باشد حرف y تبدیل به ies می شود.

country                       countries

dictionary                    dictionaries

lady                               ladies

 

اگر قبل از حرف y حرف صدادار وجود داشته باشد جمع بستن به صورت معمولی است.

boy                            boys

 

3- معمولا کلماتی که به f یا fe ختم می شوند این حروف تبدیل به ves می شوند.

wife                         wives

wolf                        wolves

knife                        knives

 

4- تعداد محدودی از کلمات وجود دارند که به صورت معمول جمع بسته نمی شوند و  جمع خاص خودشان را دارند.

man                        men

woman                    women

tooth                       teeth

foot                         feet

goose                     geese

child                       children

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:19  توسط Mehdi  | 

جملات معلوم ومجهول

جملات معلوم و مجهول

جمله ي معلوم : جمله ي معلوم جمله اي است كه فاعل آن مشخص باشد .

جمله ي مجهول : جمله ي مجهول جمله اي است كه فاعل آن ( كننده ي كار ) مشخص نيست .

 اينگونه جملات را هنگامي بكار مي بريم كه :

1- فاعل جمله مشخص نباشد .

2- فاعل از درجه ي اهميت كمي برخوردار باشد لذا گوينده از ذكر آن خودداري مي كند و يا اينكه فاعل  را در آخر جمله ذكر مي كند .                                     

3- مفعول و نوع عمل از اهميت ويژه اي برخوردار باشد .

طريقه مجهول كردن جملات معلوم

براي تبديل جملات معلوم به مجهول مراحل زير را انجام مي دهيم :

1- مفعول جمله ي معلوم را به ابتداي جمله ي مجهول انتقال مي دهيم .

2- با توجه به زمان فعل جمله ي معلوم از يكي از افعال to be استفاده مي كنيم .

تذكر1 : چنانچه فعل جمله ي معلوم حال ساده باشد از يكي از افعال am-are-is استفاده مي كنيـــم .

           چنانچه فعل جمله ي معلوم گذشته ساده باشد از يكي از افعال was-were استفاده مي كنيم .

           چنانچه فعل جمله ي معلوم آينده ساده باشد از فعل will be استفاده مي كنيم .

           چنانچه فعل جمله معلوم ماضي نقلي باشد از have/has been استفاده مي كنيم.

           چنانچه فعل جمله معلوم ماضي بعيد باشد از had been استفاده مي كنيم.

           چنانچه فعل جمله معلوم آينده قصدي باشد از am/is/are going to be استفاده مي كنيم.

تذكر2 : فعل to be را متناسب با مفعول جمله ي مجهول بكار مي بريم .

3- اسم مفعول ( شكل سوم فعل ) فعل اصلي جمله ي معلوم را بعد از فعل to be در جمله ي مجــهول    بكار مي بريم .

4- بقيه ي جمله ي معلوم را پس از اسم مفعول در جمله ي مجهول بازنويسي مي كنيم .

يادآوري : جملات معلومي را مي توان به مجهول تبديل كرد كه فعل آن متعددي  بوده و پس آن مفعول  بكار رفته باشد .بنابراين جملات معلومي كه فعل آن لازم باشد را نمي توان به مجهول تبديل كرد زيرا در اينگونه جملات مفعول وجود ندارد .

        بقيه ي جمله + مفعول + فعل اصلي + فاعل = جمله ي مـعلوم 

بقيه ي جمله + اسم مفعول + يكي از اشكال to be + مفعول = جمله ي مجهول

تذكر : چنانچه مفعول در جمله ي معلوم بشكل ضمير مفعولي بكار رفته باشد هنگامي كه آنرا به ابتداي

         جمله ي مجهول منتقل مي كنيم مي بايست آنرا بشكل ضمير فاعلي مشابهش تبديل كنيم .

me                       I                             us                        we 

you                    you                         you                       you

him                     he                          them                    they

her                     she   

it                         it    

نمونه سوال

زير گزينه ي درست خط بكشيد .  

1.The film ………………… at school two days ago .

a.showed                  b.is showed                     c.was showed                 d.shows

 

2………………. the car be washed ?

a.Is                           b.Will                               c.Does                            d.Did

 

3.A new school will be ……………… near our house next year .

a.build                      b.builds                            c.building                       d.built

 

4.This car ……………. repeired every day .

a.will                        b.will be                           c.is                                  d.was

 

5.They ……………… seen in the park last week .

a.aren’t                     b.weren’t                          c.will                               d.will be

جملات زير را به مجهول تبديل كنيد .

1.He passed the water to Ali .

………………………………

2.I will teach English naxt year .

…………………………………

3.He did his homework yesterday.

…………………………………...

4.They show the cartoon on Sundays .

……………………………………….

5.Did Neda repair the watch last night.

……………………………………….

شكل صحيح افعال داخل پرانتز را در نقطه چين بنويسيد .

1.This house …………………….. ( build ) two years ago .

2.Two men ……………………… ( kill ) in the accident .

3.The sick man …………………… ( take ) to the hospital .

4.Many people will be …………………… ( invite ) to the party .

5.A letter was …………………. ( write ) yesterday .

بجاي نقطه چين از شكل صحيح فعل to be استفاده كنيد .

1.The tickets ……………. bought last night .

2……………. the rooms be cleaned tomorrow .

3.The dishes …………….. not washed every day .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:14  توسط Mehdi  | 

دو فعل پی در پی

دو فعــل پي در پي ( قسمت اول )

گاهي در انگليسي دو فعل اصلي بدنبال يكديگر در يك جمله بكار مي روند كه در اين حالت فعــــل دوم داراي يكي از سه شكل زير خواهد بود.

1- مصدر با to      2- مصدر بدون to           3- اسم مصدر ( شكل ing دار)

چنانـچه فعل اول يكي از فعلـهاي want ( خواستن ) – begin ( شـروع كردن ) – decide (تصـــميم گرفتن) – plan ( برنامه ريزي كـردن ) – prefer ( ترجيـح دادن ) – promise ( قـول دادن ) – try (سعــي كردن) - wish ( آرزو داشتن ) وlike ( دوست داشتن ) – tell ( گفتن ) – ask ( درخواست كردن ) – agree ( موافق بودن ) و نظاير آن باشد فعل دوم همـــواره بشـكل مصدر با to بـكارمي رود .

I want to see him at school.

He tried to open the door.

تذكر1 : گاهي بين دو فعل يك اسم يا يك ضمير فاصله مي شود .

I want you to see him at school.

تذكر2 : فعل اول مي تواند زمانهاي مختلفي داشته باشد ولي فعل دوم بشكل مصدر با to بكار مي رود.

He tried to play well.

He tries to play well.

He is trying to play well.

تذكر3 : براي منفي كردن اينگونه جملات مي توانيم از يكي از دو روش زير استفاده كنيم .

الف ) مي توان فعل اول را بر اساس زمان آن با  يكي از افعال كمكي منفي كرد .

ب ) مي توان قبل از مصدر با to كلمه ي not را قرار داده ، جمله را منفي كنيم .

They want to watch TV now.

They don’t want to watch TV now.

They want not to watch TV now.

نمونه سوال

 زير گزينه ي درست خط بكشيد.

1.I am planning ……………. your country next week.

a.visit                      b.to visit                     c.visiting                    d.visited

2.My father decided ……………. his car.

a.sells                     b.sell                           c.selling                      d.to sell

3.He has promised to ……………. a good mark.

a.to get                   b.got                           c.get                            d.getting

4.Do you prefer …………….. to the cinema? Yes,I do.

a.to go                    b.go                            c.going                        d.went

شكل صحيح افعال داخل پرانتز را در نقطه چين بنويسيد .

1.I  hope ………………. ( see ) them soon.

2.Ali is trying ……………… ( learn ) English.

        

نقل قولهاي مستقيم و غير مستقيم

نقل قول مستقيم: چنانچه گفتار شخصي را عيناً و بدون تغيير بيان كنيم از نقل قول مستقيم استفاده كرده ايم. در اين حالت عين گفتار شخص بين دو گيومه " ........... " قرار مي گيرد و قبل از آن كاما بكار مي رود.

The teacher told us, "Listen to me carefully".

Ali told me, "Don't open the door".

نقل قول غير مستقيم: اگر گفتار شخصي را با تغييراتي بيان كنيم به نحوي كه مفهوم گفتار وي تغيير نكند اين نوع نقل قول را نقل قول غير مستقيم گويند. در اين حالت به كاما و گيومه ها احتياج نيست.

تذكر: در انگليسي سه نوع نقل قول وجود دارد كه عبارتند از نقل قولهاي خبري – سوالي و امري كه در كتاب زبان 3  فقط به نقل قولهاي امري پرداخته شده است و نقل قولهاي خبري و سوالي را در دوره پيش دانشگاهي بررسي مي كنيد.

طريقه تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم

براي تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم به صورت زير عمل مي كنيم .

الف ) در نقل قولهاي مستقيم امري مثبت

در اينگونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته و قبل از شكل ساده فعل از to استفاده مي كنيم.

The teacher told us, "Listen to me carefully".

The teacher told us to listen to him carefully.

تذكر: در تبديل نقل قولهاي مستقيم به غير مستقيم گاهي ضماير تغيير مي كنند.

ب) در نقل قولهاي مستقيم امري منفي

در اينگونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته وبجاي ِ Don't از not to قبل از شكل ساده فعل استفاده مي كنيم.

Ali told me, "Don't open the door".

Ali told me not to open the door.

 

1. The teacher told his students …………….. the time uselessly.

a. don’t                 b. not to spend              c. not spending                  d. not spend

 

 2. We said to him, "Do not break the promise." We advised him …………….. the promise.

 a. not break           b. not breaking              c. doesn't break       d. not to break

 

 3. I ordered the children ………….. much water to wash the car.

 a. not use              b. don’t use                  c. not using             d. not to use

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:2  توسط Mehdi  | 

افعال دو کلمه ای

افعــال دو كلمه اي

در انگليسي گاهي بعضي از افعال با يك يا چند حرف اضافه تركيب شده و افعال جديدي را بوجود مـي آورند .

         

نگاه كردن

look

چرخيدن

turn 

مراقب بودن

look after

روشن كردن  

turn on       

جستجو كردن

look for

خاموش كردن     

turn off

چشم براه بودن

look forward

زياد كردن

turn up 

            

 

همانگونه كه بيان شد افعال دو كلمه اي از يك فعل اصلي و يك يا چند حرف اضافه تشــكيل مي شوند كه  به دو دسته ي افعال دو كلمه اي جداشدني و افعال دو كلمه اي جدانشدني تقسيم مــــــــي شوند.

 

افعـال دو كلمه اي جدا شدني

چنانچه افعال دو كلمه اي شرايط زير را داشته باشند ، مي توان آنها را از يكديگر جدا كرد .

الف) متعدي باشند يعني بعد از آنها مفعول بكار رفته باشد .

put on ( لباس پوشيدن ) - turn down ( خاموش كردن) _ call up ( تلفن زدن )

ب) حرف اضافه ي آنها يكي از حروف اضافه ي over-back-down-up-out-in-off-on باشد .

تذكر: در اينگونه از افعـال دو كلمه اي چنانچه مفعول بصورت اسم باشد آنرا مي توان هم پس از حرف اضافه وهم قبل از حرف اضافه بكـار برد ولي اگر مفعول بشكل ضمير مفعولي باشد ، حتماً مي بايست آنرا قبل از حرف اضافه بكار برد .

He is putting on his shoes.

He is putting his shoes on.

He is putting them on.

 

افعـال دو كلمه اي جدانشدني

الف )چنانچه افعال دو كلمه اي لازم باشند كه در اين صورت بعد از آنها مفعول بكار نمي رود .

get up ( بيدار شدن) – come back ( برگشتن ) -

 ب ) يا اينكه حرف اضافه ي متعاقب فعـل ، غير از حروف اضافه ي  فوق باشد كه در اينصورت فعل و حرف اضافه ي آن بهيچ وجه جدا نمي شوند و در اين حـالت مفعول چه بشكل اسم و چه بشكل ضمير بعد از حرف اضافه قرار مي گيرد .

He is looking for his son.

He is looking for him.

گزينه ي درست را انتخاب كنيد.

1.He puts ……………. His best coat to go to a dinner party.

a.in                               b.by                             c.on                          d.off

 

2.I want to …………… now.

a.turn it on                    b.turn on it                  c.turn the radio on    d.b and c

 

3.Your shoes are dirty.Please …………… them …………… .

a.put-on                        b.turn-of                      c.take-off                  d.pick-up

 

4.Have you given back the book?Yes , I have …………… .

a.given it back          b.given back it         c.given the book back       d.all

 

5.Is he looking for his son? Yes , he is …………….. .

a.looking for him      b.looking him for    c.looking his son for            d.all

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 23:53  توسط Mehdi  | 

noun clause

عبارت اسمي Noun Clause

يك عبارت اسمي مجموعه اي از كلمات است كه بجاي يك اسم در جمله بكار مي رود .يك عبارت اسمي با كلماتي نظيرwho – whom – what – where – when – whose – why  و ...... آغاز مي شود كه به آنها كلمات ربط

 ( قيود ربط ) گفته مي شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عبارات اسمي مي توانند در نقش فاعل يا مفعول جمله بكار روند .

 

به جاي مفعول

به جاي فاعل

I don't know the answer.

I don't know what the answer is .

His house is beautiful.

Where he lives is beautiful.

 

I know him.

I know whom he is.

Her speech was very good.

What she said was very good.

 

 

چنانچه در مثالهاي بالا دقت شود ترتيب قرار گرفتن كلمات در عبارات اسمي همانند جملات مثبت خبري است يعني بعد از كلمات ربط ابتدا فاعل و سپس فعل بكار مي رود .

تذكر  : در پاره اي موارد كلمات ربط بجاي فاعل قرار مي گيرند كه در اين صورت بعد از آنها فعل بكار مي رود .

I know Ali borrowed my book.

I know who borrowed my book .

 

يادآوري  : فقط سه كلمه ربط who – what  و which و نيز مشتقات آنها مي توانند چنين حالتي داشته باشند يعني بجاي فاعل بكار روند .

 

تذكر: تفاوت who و whom در اين است كه who حالت فاعلي دارد يعني جايگزين فاعل مي شود بنابراين بعد از آن فعل بكار ميرود در صورتيكه whom حالت مفعولي دارد و بجاي مفعول مي نشيند و بعد از آن فاعل بكار ميرود .

I know who saw you .                            من مي شناسم كسي كه شما را ديد .                                               

I know whom you saw.من مي شناسم كسي را كه شما ديديد .                                                                    

 

 يادآوري : در انگليسي محاوره اي مي توان بجاي whom از who استفاده كرد . ولي در انگليسي رسمي به همان صورتي كه در بالا بيان شد بكار مي روند.

She knows who(m) they met.

يادآوري : در سال اول دبيرستان با عباراتي آشنا شديد كه با كلمه ي that شروع مي شدند كه مي توان آنها را با كلمات ربط تغيير داد .

_ I know that Ali is a good student .            I know who is a student.

_ I know that they are going to school.       I know where they are going

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1:18  توسط Mehdi  | 

ماضی بعید

مــــاضي بعيـد ( گذشته ي كامل )

ماضي بعيد به عملي اشاره مي كند كه در گذشته قبل از عمل ديگري انجام شده باشد .

                             بقيه ي جمله + اسم مفعول + had + فاعل = ماضي بعيد

 

تذكر : ماضي بعيد بندرت به تنهايي بكار مي رود و اغلب بوسيله ي كلمات ربط نظير before -after

         because – when و … با گذشته ي ساده طبق الگوي زير همراه است .

 

                                             

گذشته ي ساده + before + ماضي بعید

گذشته ي ساده + when +  ماضي بعيد

ماضي بعيد + because + گذشته ي ساده

ماضي بعيد + after + گذشته ي ساده

 

- Ali had eaten a sandwich  before he went to bed .

- I had finished my work when you came .

- She was tired because he had walked for 5 hours .

- They ate lunch after she had left home .

 

 يادآوري : مي توان الگوهاي فوق را بشـكل الگوي زير تغيير داد كه در اين حـالت دو جمله بوسـيله يك كاما از يكديگر جدا مي شوند .

              

ماضي بعيد + , + گذشته ي ساده +   Before

- Before Ali went to bed , he had eaten a sandwich .

 

زير گزينه ي درست خط بكشيد .

1.He …………… early because he had finished his work.

a.leave                    b.leaves                      c.left                        d.leaving

2.John had learned Persion before he …………….to Iran.

a.come                    b.coming                    c.comes                   d.came

3.I had …………… English .

a.practice                b.practiced                 c.practicing             d.practices

4.They …………….. there before you met him.

a.live                       b.had lived                 c.lived                     d.have lived

5…………… she cleaned the room before they arrived?

a.Had                      b.Does                        c.has                       d.Did

6.You answered the questions because you …………… very hard.

a.studied                 b.have studied            c.study                    d.had studied

 

شكل صحيح افعال داخل پرانتز را در نقطه چين بنويسيد .

1.They……………….. ( eat ) their dinner before you came.

2.He was tired because he ………………… ( work ) on the farm.

3.I had done my homework before you ………………… ( telephone ) me.

4.You had …………….. ( buy ) the tickets.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1:5  توسط Mehdi  | 

ضمایر موصولی

 

ضمــــاير موصولــــــي

 

چنانچه كلماتي چون which-who-whom و … بعد از يك اسم و در داخــل جمله قرار گيرند همگي به معناي ( كه ) مي باشند و ضمير موصولي محسوب مي شوند . در واقع ضمـــاير موصولي متصل كننده دو جمله مي باشند بطوريكه يكي از جملات ، توصيف كننده ي اسم جمله ي ديگر مي باشد.

 

The man teaches English. He came by bus.

The man who came by bus teaches English.

                                                                  جمله ي وصفي               

تذكر: به جمله اي كه بعد از اسم مي آيد و آن را توصيف مي كند ، جمله ي وصفي مي گويند .

 

ضماير موصولي who _ whom

who و whom براي انسان بكار مي روند يعني اسمــي كه قبل از آنها مي آيد ، اشاره به انسان دارد با اين تفاوت كه who حالت فاعلي دارد ( جانشين اسم مي شود ) بنابراين بعد از آن فعل بكـــــار مي رود . در حاليكه whom حالت مفعولي داشته ( جانشين مفعول مي شود ) بنابراين بعد از آن فاعل مي آيد .

                                                فعل + who + اسم ( اشاره به انسان )

                                                 فاعل + whom + اسم ( اشاره به انسان )

 

The man who is walking is my brother.

The man whom you saw there was my brother.

 

ضمير موصولي Which

Which بــراي اشياء بكار مي رود بدين معني كه اسمــي كه قبـــل از آن قرار مـي گيرد به اشياء يا حيوانات اشاره دارد .

تذكر: which هم حالت فاعلي و هم حالت مفعولي دارد بدين معني كه پس از آن مي توان از فعـل ويا از اسم استفاده كرد .

                                 فعل / فاعل + which + اسم ( اشاره به شيء يا حيوان )

 

The shirt which he bought is in the room.

He bought the shirt which is in the room.

 

تذكر: از that مي توان بجاي سه كلمه ي who-whom و which استفاده كرد .

The man that is walking is my brother.

گزينه ي درست را در سوال اول انتخاب كنيد و بجاي نقطه چين در جملات بعدي ضمير موصولي مناسب قرار دهيد .

I am wearing the shoes ………….. my mother gave me.

a.who                       b.that                        c.which                   d.b and c

_The shirt ………………. he bought is very nice.

_The men ……………. were invited came by bus.

_The girl …………….. you saw is a nurse.  

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 0:58  توسط Mehdi  | 

حرف the

درباره حرف تعريف the

به طور كلي بايد بدانيم حرف تعريف the همانطور كه از اسم آن برمي‌آيد يك حرف معرفه ساز (شناختساز) است.

اسم معرفه ((known در مقابل اسم نكره (unknown) قرار دارد. اسم معرف اسمس است كه براي خواننده يا شنونده شناخته شده باشد. البته اين شناخته شدن به معناي شناخت سال تولد يا شماره شناسنامه كسي نيست همينكه اسمي يك بار به گوش از سوي گوينده يا نويسنده به گوش با چشم ما بخورد اگر براي بار دوم آن اسم مورد استفاده قرار گيرد تبديل به معرفه ميشود. يعني بار اول نكره و بار دوم معرفه. (پسري را در در پارك ديدم. پسر فوتبال بازي ميكرد.)

پسري نكره است و پسر معرفه است. در زبان فارسي علامت نكره (ناشناسا) يك در اول و ي در آخر است. علامت معرفه نداشتن علامت است! مقايسه كنيد: مردي و مرد- كتابي و كتاب.

اوايل سال اگر چون بعضي از معلمها را نميشناسيم ميگوييم:

 معلمي آمد. (A teacher came.)

 اما بعد از مدتي كه همان معلم را ميشناسيم ميگوييم:

  معلم آمد.(The teacher came.)

در زبان انگليسي a علامت نكره (ناشناخته بودن) و the علامت معرفه (شناخته بودن) است.

گذشته از اين اصل كلي حرف تعريف the كاربردهاي و موارد منع كاربردهاي ديگري دارد كه ممكن است گاهي اندكي پيچيده به نظر آيد.

 1. قبل از نقاط جغرافيايي از the استفاده ميکنيم.

"the North Pole", "the equator"

2. قبل از نام رودخانه ها، درياها و اقيانوسها از the استفاده ميکنيم.

"the Nile", "the Pacific", "the English channel"

 3. از the قبل از اسامي مشخصي که ميدانيم تنها يک نمونه از آنها وجود دارد استفاده ميکنيم.

"the rain", "the sun", "the earth", "the White House"

 4. قبل از صفات عالي :

"the best", "the tallest", "the most beautiful"

 5. پيش از اعداد ترتيبي :

"the fifth lesson", "the ninth day", "the third chapter"

 6. قبل از اسامي کشورها و مناطق جغرافيايي که جمع هستند :

"the United States", "the Philippines", "the Alps"

 7. پيش از اسامي کتابخانه ها، موزه ها، و هتل ها :

"the Forty-Second Street Library", "the Louvre", "the Statler Hotel"

 8. پيش از بعضي از قسمتهاي روز :

"in the morning", "in the afternoon", "in the evening"

توجه: حرف تعريف the تنها قبل از اين بخشهاي روز استفاده ميشود. براي کلماتي مثل night يا midnight يا noon از the استفاده نميکنيم.

"at noon", "at night", "at midnight"

در موارد زير نبايد از حرف تعريف the استفاده كنيم:

1- پيش از نام رشته هاي ورزشي.

مثال:

My son plays soccer
Tennis is expensive

2- پيش از اسامي غيرقابل شمارش زمانيکه در معناي عام خود به کار رفته باشند.

مثال:

Information is important to any organization

- اطلاعات براي هر موسسه اي اهميت دارد. (هر گونه اطلاعاتي)

Coffee is bad for you

- قهوه براي شما خوب نيست. (هر نوع قهوه اي)

3- قبل از اسامي شهرها و کشورها. (مگر اينکه از چند ناحيه يا ايالت تشکيل شده باشند يا اينکه در نام آنها کلماتي مثل states، kingdom، republic، يا union وجود داشته باشد.)

مثال:

Italy, Mexico, Iran, England – Tehran, Tokyo, Paris, Moscow

The United States, The UK (United Kingdom), The Irish Republic

The Netherlands, The Philippines, The British Isles

 4- قبل از تمامي ضميرها و همينطور ضماير و اسامي اشاره.

مثال:

He is my only brother

This hotel will be open next week

These are the old classrooms

5- پيش از نام روزها، ماه ها، و سالها.

مثال:

- I go to English class on Mondays and Wednesdays

- He was born in April

- The First World War began in 1914

6- معمولا (نه هميشه) قبل از کلمات زير از the استفاده نميشود:

home, town, church, hospital, prison, school, work, sea

مثال:

He's on his way to work

We were in town last Saturday

We go to school to study

I arrived home before midnight

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 0:51  توسط Mehdi  | 

حرف تعریف

حـــــروف تعريف

 

در انگليسـي به دو كلمه ي a و an حروف تعريف نامعين و به كلمه ي the حرف تعريف معين گويند.

 

كاربرد حروف تعريف نامعين ( a an )

1-چنانچه اسمــي از نظر شنونده نامشخص باشد قبل از آن اسم حرف تعريف نامعين بكار مي رود.

تذكر1 : حروف تعريف نامعين فقط قبل از اسمهاي قابل شمارش مفرد بكار مي رود .

تذكر2 : an را قبل از اسمهاي مفردي بكار مي بريم كه با يكي از حــروف صدادار ( a –e –i-o –u  ) شروع شده باشند . قبل از بقيه ي اسمها a  بكار مي رود .

a / book-teacher-radio-man

an / apple-arm-hour-engineer

 

تذكر3 : اگر بخواهيم اسمي را كه با يك صفت همراه است بشكل نكـــره بيان كنيم ، a يا an را قبل از صفت بكار مي بريم .

2- a يا an عـــلاوه بر اينكه اسم را نكره مي كند ، قبل از نام شغلها بكــار رفته و در اين حالت معني  نمي دهند .

He is a doctor.               He is an engineer.

 

كاربرد حرف تعريف معين ( the )

1-چنانچه اسمي از نظر شنونده معلوم و مشخص ( معرفه ) باشد ، قبل از آن اسم حرف تعريف معين بكار مي رود ولي چنانچه اسمي بطور عـام و كلـي در جمله اي مطـرح شود نيازي به حـــرف تعريف نيست .

Books are good friends.

The books which you bought are interesting.

 

در جمله ي اول كلمــه ي books بطور عام مطرح شده است كه در اينصورت نيازي به the نيست در حاليكه در جمله ي دوم books از نظر شنونده مشخص و معلــوم مي باشد كه اين صورت قبل از آن the بكار رفته است .

تذكر : the بر خلاف a يا an مي تواند قبل از انواع اسمها ، چه مفرد و چه جمع و چه قابل شمارش و چه غير قابل شمارش قرار گيرد .

2-علاوه بر كاربرد كلي فوق كه براي the ذكر شد ، در موارد زير نيز حتمأ از the استفاده مي شود .

a ) قبل از نام اشياء منحصر به فرد جهــان مانند خورشيد ، ماه ، زمين و جهـــات جغرافيايي از the استفاده مي شود .

The sun rises in the east and sets in the west.

 

b ) چنانچه اسم نكــره اي براي بار دوم يا بيشتر در جمله اي ذكــر شود ، آن اسم بدنبال the بكــار ميرود .

Yesterday I saw a man. The man was crossing the street.

 

c ) چنانچه بعد از اسمي يكي از ضماير موصولي نظير who-whom-which و … آمده باشد ، قبـل از آن اسم از the استفاده مي شود .

The man who is coming here is Ali's father.

 

d ) چنانچه دو اسم بوسيله ي حرف اضافه of در حالت اضافه قرار گيرند ، قبـــل از آن دو اسم the بكار مي رود .

This is the door of the classroom.

 

e ) قبل از صفات عالي از حرف تعريف the استفاده مي شود .

He is the tallest man.

 

f ) در جملات امري بعد از فعل اصلي اسم همراه the بكار مي رود .

Clean the blackboard ,  please.

 

g ) كلماتي مانند صبح ، بعدازظهر ، عصر كه به اجزاء روز مربوط مي شوند هميشه همراه the بكـار مي روند .

the / morning-afternoon-evening

I get up early in the morning.

 

در موارد زير the بكار نمي رود .

1-قبل از نام قاره ها ، كشورها ، استانها ، شهرها و روستاها

I live in Isfahsn.

2-قبل از اسمهاي خاص مانند : علي ، رضا و …

Do you know Ali?

3-قبل از روزهاي هفته و نام ماههاي سال

We went to Mashad in Mehr.

 

زير گزينه ي درست خط بكشيد .

1.I took a book. …………. book was about grammar.

a.A                       b.An                          c.___                         d.The

 

2.She talked to ………… man who was in the office.

a.the                    b.a                              c.an                            d.___

 

3.He usually works in ………….. morning and watches TV in ………… evening.

a.the/a                 b.the/the                     c.a/the                        d.a/a

 

4.She never comes here on …………. Mondays.

a.the                    b.____                        c.a                             d.an

 

 5.My mother is making tea in …………… kitchen.

a.____                b.a                               c.an                           d.the

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 13:41  توسط Mehdi  | 

نکاتی در مورد too, also ,as well

نكاتي پيرامون also  –  too  و as well

هر سه كلمه فوق به معناي «همچنين» مي باشند با اين تفاوت كه also رسمي تر از بقيه مي باشد و معمولاً قبل از افعال اصلي و بعد از افعال كمكي به كار ميرود.

- He speaks French and he also writes it.

- She was rich and she was also selfish.

ترجيحاً هنگاميكه فعل مورد تأكيد است از also قبل از آن استفاده ميشود.

- I can also swim.

در جمله فوق اشاره مي شود كه علاوه بر فعاليت هاي ديگر قادر به شنا كردن هم هستم.

دو كلمه too و as well بيشتر در پايان عبارت بكار مي روند.

- I've read the book and I've seen the film as well/too.

چنانچه بخواهيم فاعل را مورد تأكيد قرار دهيم بلافاصله بعد از آن از too استفاده مي شود.

- I, too, can swim.

تذكر: سه كلمه  also- too و as well در جملات مثبت بكار ميروند و در جملات منفي مي توان از not … either يا neither … nor در جملات مثبت ولي با مفهوم منفي استفاده كرد.

- They haven't phoned and they haven't written either.

- I don't want to go either.

- Neither you nor I know what happened.

- We like neither the American design nor the European one.

چنان كه اشاره شد با تغيير موقعيت too معني جمله تغيير مي كند.

- She, too, understands English.

- She understands English, too.

جمله اول بدين معناست كه او هم مانند ديگران انگليسي را مي فهمد در حاليكه جمله دوم بدان معناست كه او علاوه بر زبان هاي ديگر، انگليسي را هم مي فهمد.

as well تنها در پايان جمله بكار مي رود و پس از آن چيزي قرار نمي گيرد در حاليكه پس از as well as ميتوان شخص يا چيز مورد نظر را ذكر كرد.

- Are they coming as well?

- He gave me money as well as advice.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 13:36  توسط Mehdi  | 

آینده نزدیک

 

زمان آينده ي نزديك ( آينده ي قصدي )

 

از اين زمان براي بيان كارهاي قطعي و معين در زمان آينده ي نزديك استفاده مي شود . در ترجمه اين زمان از عباراتي نظير قصد دارم يا مي خواهم استفاده مي كنيم .

 

فاعل         + am / are / is + going to + شكل ساده فعل اصلي + بقيه جمله

 

 

طريقه سوالي و منفي كردن اين زمان

براي سوالي كردن اين زمان فعل to be يعني am – are – is  به اول جمله منتقل مي شود . و براي منفي كردن اين زمان بعد از فعل to be كلمه ي not اضافه مي شود .

                He is going to play football.

(جمله سوالي) Is he going to play football?

(جمله منفي)   He is not going to play football.

 

يادآوري :

تفاوت اين زمان با آينده ساده در اين است كه در اين زمان از قبل براي انجام كار مورد نظر برنامه ريزي شده است ولي زمان آينده ساده را هنگامي بكار مي بريم كه تصميم جدي يا برنامه قطعي براي انجام كار گرفته نشده است .

-          I will study English.

-          I am going to study English.

 

نمونه سوال :

گزينه درست را انتخاب كنيد .

1. I am going to ………………. to the radio.

   a. listening                 b. listened                c. listen                d. listens

 

2. They're going ………………. to Isfahan by train.

   a. travel                     b. traveling               c. traveled             d. to travel

 

3. Ali is ……………… to write a letter for his brother.

   a. going                     b. walking               c. writing               d. reading

 

4. Are you …………….. to paint the door ?

   a. go                           b. to go                c. going                  d. went

 

5. Mr Karimi ……………….. not going to study physics.

   a. was                         b. were                 c. is                       d. are

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 13:15  توسط Mehdi  | 

نکاتی در مورد no, any ,some

 

نكـــــاتي درباره ي no-any-some

 

some به معني مقداري يا تعدادي صفت مقدار مي باشد و مي تواند قبل از اسمهاي قابل شمارش جـمع و همچنين قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود .

 

I have some books.

I have some money.

Some

 اغلب در جمــلات مثبت بــكار مي رود و معادل آن در جملات منفي و سـوالي كلمه ي any  به معني هيچ يا اصــلأ مي باشد . توضيح اينكه any همــانند some مـي تواند هم قبـل از اسمهاي قابــل شمارش جمع و هم قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود .

 

There are some pens on the table.

There are not any pens on the table.

Are there any pens on the table?

 

 تذكر1 : در جمـــلات منفي مي توانيم تركيب not any را حذف كرده و بجاي آنــــها كلمـه ي no را قـرار دهيم . no نيز همــانند some و any هم قبل از اسمهاي قابــــل شمارش جمـع و هم قبــــل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار مي رود .

تذكر2 : no در جملات مثبت بكار مي رود ولي به جمله مفهوم منفي مي بخشد .

 

There are not any pens on the table.

There are no pens on the table.

 

I did not drink any milk.

I drank no milk.

 

 يادآوري :كلمات مركبي كه با someany و no ساخته مي شوند نيزاز قوانين فوق پيروي مي كنند.

somebody – someone - something

anybody – anyone - anything

nobody - no one - nothing

 

I see somebody in the library.

She didn't eat anything.

You will say nothing.

 

زير گرينه ي درست خط بكشيد.

1. I didn't see …………….. money in the box .

a.any                    b.no                          c.many                        d.some             

 

2. Do you see ……………. snow on the ground ?

a.no                      b.many                     c.any                           d.some

 

3. There is …………… water in the glass.

a.no                      b.some                     c.little                          d.a,b and c

 

4. I didn’t ask …………… to help me.

a.nobody              b.somebody                c.anybody                      d.a and c

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 13:13  توسط Mehdi  | 

اسم مصدر

      اسم مصدر Gerund  

در انگليسي اسم مصدر را با اضافه كردن ing  به انتهاي شكل ساده فعل بوجود مي آورند . اسم مصدر در جمله همانند اسم عمل مي كند .

smoking – swimming – speaking – watching

موارد استفاده از اسم مصدر به شرح زير مي باشد :

1-     به عنوان مبتداي جمله

Learning English is not difficult.

 

2-     به عنوان مفعول جمله كه در اين حالت پس از برخي از افعال بكار ميرود .

I like swimming in the river.

 

تذكر : افعالي كه پس از آنها مي توان از اسم مصدر استفاده كرد عبارتند از :

avoid – enjoy – finish – imagine – keep – mind – miss – like – stop – mind – dislike

تذكر : پس از برخي از افعال هم مي توان از اسم مصدر و هم از مصدر با  to استفاده كرد . تعدادي از اين افعال عبارتند از :

allow – begin – forget – mean – like – prefer – remember – agree

 

He likes to go / going to the park.

 

3-     پس از حروف اضافه مانند : on – in – at – from – of ) ( از اسم مصدر استفاده مي شود .

I am tired of sitting here.

 

4- پس از تركيبات زير از اسم مصدر استفاده مي شود .

It's no good – It's no use – can't help – can't stand

It is no good going outside in this rainy day.

 

يادآوري :اسم مصدر مي تواند به تنهايي يا همراه يك عبارت بكار رود .

Learning is easy.

Learning English is easy.

Learning English at school is easy.

 

1. I’m tired of ……………… on this chair.

    a. sitting               b. sit                      c. sat                      d. to sit

 

2. My brother enjoys ……………… in the river.

    a. swim               b. to swim              c. swimming          d. swam

 

3. Is it dangerous to drive on this road?

No, ……………… on this road is not dangerous.

    a. drove              b. driving                c. drive                  d. drives

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 13:9  توسط Mehdi  | 

مطالب قدیمی‌تر